مذاکرات ژنو/ آمریکا از جنگطلبی کوتاه میآید؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ توجه جهان به ژنو سوئیس، معطوف شده که در حال آماده شدن برای میزبانی دور مهمی از مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن است؛ مذاکراتی که با میانجیگری سلطاننشین عمان که میزبان دور نخست مذاکرات بود، برگزار میشود. این فعالیت دیپلماتیک که از طرف آمریکایی به وسیله تیم نزدیک به دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا ازجمله جرد کوشنر و استیو ویتکاف هدایت میشود، صرفاً مذاکرات سنتی نیست، بلکه آزمونی واقعی برای دکترین سیاسی ترامپ مبتنی بر اصل «ارعاب، نه همکاری» است. رئیس جمهور آمریکا می پندارد میتواند با تکیه بر حضور نظامی و لفاظیهای تحقیرآمیز که تهدیدهایی را در همه جهات ایجاد میکند، به نتیجه دلخواه خود در میز مذاکره دست یابد.
راهبرد فعلی ترامپ در قبال مخالفانش مبتنی بر موضوعی است که در علوم سیاسی به عنوان «نظریه مرد دیوانه» شناخته میشود
با وجود این، رویکرد تهران واقعیت متفاوتی را نشان میدهد. رهبر انقلاب اسلامی ایران تاکنون آرامش راهبردی و ظرفیت قابل توجهی برای تابآوری روانی و سیاسی از خود نشان داده است. ایران به جای «بله گفتن» به رئیس جمهور مغرور آمریکا، رویکردی اتخاذ کرده است که تیزبینی دیپلماتیک را با صبر ترکیب میکند و با اقداماتی در میدان پشتیبانی میشود که توانایی اش را برای به چالش کشیدن و بازدارندگی در صورت لزوم برجسته میکند. این نبرد پیچیده ارادههاست که در آن ترامپ روی قابلیتهای برتر نظامی کشورش و کنترل بر اقتصاد جهانی حساب، در حالی که ایران روی «فرسایش فشار» در بستر زمان و توانایی خود در تبدیل تهدیدها به فرصتها برای به دست آوردن شناخت بینالمللی از جایگاه و قدرت موقعیت مذاکره اش شرطبندی میکند.
دکترین ترامپ، پارس کردن بیوقفه از ترس تقابل
راهبرد فعلی ترامپ در قبال مخالفانش مبتنی بر موضوعی است که در علوم سیاسی به عنوان «نظریه مرد دیوانه» شناخته میشود که در آن رئیس جمهور آمریکا عمداً پرخاشگری بیش از حد نشان میدهد و از زبانی خشن و ناآشنا در دیپلماسی بینالمللی استفاده میکند. وقتی وی ایران را در صورت شکست مذاکرات به «روز بسیار بدی» تهدید و این را با اقدامات نظامی گسترده مانند اعزام ناو هواپیمابر جرالد فورد به عنوان دومین ناو هواپیمابر پس از آبراهام لینکلن همراه میکند، هدفش ایجاد حالت وحشت روانی و سردرگمی است.
تناقض اصلی اینجاست که جنگ طلبی با وجود شدت لفاظی و افزایش تأثیر اقتصادی آن، همچنان با حس احتیاط آشکاری از سوی ترامپ مواجه میشود. وی رئیس جمهوری است که به رأیدهندگانش قول داده بود به «جنگهای بیپایان پایان دهد، زیرا آنها پول و جان انسانها را میگیرند و هیچ هدفی ندارند». بنابراین، هدف ترامپ اغلب ارعاب به منظور گرفتن امتیاز و وادار کردن دشمن به پای میز مذاکره در تلاش برای بقاست. با وجود این، ترامپ به هر شیوه ای تلاش میکند از درگیر شدن در رویارویی نظامی واقعی که برنامههای داخلی اش را برای احیای اقتصاد آمریکا و رقابت با چین مختل میکند، اجتناب کند.
مدل ونزوئلا
واضح است ترامپ در تلاش است با اعمال محاصره اقتصادی فلجکننده علیه ایران با هدف قطع جریانهای درآمدی و کاهش صادرات نفت آن به صفر، «مدل ونزوئلا» را در غرب آسیا تکرار کند، با این پیش فرض که فشار اقتصادی، نظام ایران را مجبور به فروپاشی یا دست کم عقبنشینی خواهد کرد. با وجود این، قمار ترامپ با واقعیتهای ژئوپلیتیکی ای که ایران را متمایز میکند، در تضاد است. ایران علاوه بر توانایی تلافیجویی منطقهای و ایجاد جبهههای متعدد در لبنان، یمن، عراق و سوریه و نیز تهدید کشتیرانی بینالمللی در تنگه هرمز، ظرفیت قابل توجهی برای متحد کردن صفوف خود در داخل کشور دارد؛ عواملی که در دسترس دولت بولیواری ونزوئلا نبود.
لازم به یادآوری است، ایران در حال حاضر به «آستانه هستهای پیشرفته» رسیده که «بازی زمان» را به خطری بزرگ تبدیل میکند. در حالی که زمان در ونزوئلا ابزاری برای فرسایش بود، درباره ایران به معنای ادامه فعالیت سانتریفیوژها و افزایش ذخایر است که تهران را به «نقطه بیبازگشت» نزدیکتر میکند. برخلاف ونزوئلا، ایران از نظر جغرافیایی به روسیه و چین نزدیکتر است و به آن اجازه میدهد مسیرهای متنوعی را برای دور زدن تحریمها توسعه دهد. علاوه بر این، دسترسی ارتش آمریکا به آبهای سرزمینی ایران و حضور طولانی مدت نیروها در نزدیکی آنجا بسیار پرهزینه و یکی دیگر از عوامل مهم ژئوپلیتیکی است.
به طور کلی، نقص قابل توجهی در اتکای صرف آمریکا به تحریمها وجود دارد. حتی درباره ونزوئلا، با وجود سیاست تحریمهای ویرانگر، تأمین مالی مخالفان و تحریک باندهای داخل کشور برای ایجاد هرج و مرج، دولت نیکولاس مادورو سقوط نکرد. در نهایت، آمریکا مجبور شد عملیات نظامی گسترده برای برکناری اش انجام دهد. به عبارت دیگر، نظامی با قابلیتهای کمتر از جمهوری اسلامی ایران توانست برای مدت قابل توجهی دوام بیاورد و واشنگتن تنها با آغاز عملیاتی که از زمان جنگ جهانی دوم بیسابقه بود، به پیروزی نسبی دست یافت.
این درس تاریخی، ایران را به این باور میرساند میتواند در برابر محاصره اقتصادی مقاومت کند، در حالی که همزمان روی تردید دولت آمریکا درباره جنگ شرطبندی میکند. تناقض میان موضعگیری اغراقآمیز نظامی آمریکا و تلاشهای مداوم برای اجتناب از آن و اصرار بر مذاکره، بدون شک به تهران فضای مانور میدهد.
قمار زمان و مذاکرات ژنو
در دور آتی مذاکرات ژنو، به نظر میآید هر طرف با منطق راهبردی متفاوتی در حال محاسبه زمان است؛ در حالی که ترامپ شرط میبندد بحرانهای داخلی افزایش یافته به وسیله تحریمهای شدید اقتصادی و حمایت از اپوزیسیون خارج نشین، مذاکرهکننده ایرانی را به سمت اعطای امتیازات قابل توجه سوق خواهد داد که بر برنامه موشکهای بالستیک و نفوذ منطقهای تأثیر میگذارد، در سوی مقابل، شاهد دیدگاه کاملاً متفاوتی از سوی ایران هستیم.
جمهوری اسلامی ایران درک میکند واشنگتن فاقد ظرفیت لازم برای حمله نظامی گسترده است. این درک با در اختیار داشتن توان نظامی بازدارنده که قادر به ارائه پاسخی مؤثر است، بیشتر تقویت میشود. بنابراین، تهران معتقد است واشنگتن مجبور است مذاکره را به عنوان تنها گزینه مناسب دنبال کند. در اینجاست که ظرفیت تیم مذاکرهکننده ایرانی برای نشان دادن مهارتش در دستیابی به نتیجه مطلوب، عزتمندانه و به اصطلاح «برد-برد» درباره پرونده هستهای نهفته است.
در حالی که ترامپ شرط میبندد بحرانهای داخلی افزایش یافته به وسیله تحریمهای شدید اقتصادی و حمایت از اپوزیسیون خارج نشین، مذاکرهکننده ایرانی را به سمت اعطای امتیازات قابل توجه سوق خواهد داد که در سوی مقابل، شاهد دیدگاه کاملاً متفاوتی هستیم
علاوه بر این، رژیم صهیونیستی پس از ترس اولیه از رویارویی مستقیم به دلیل انتقام جویی ایران، مشتاقترین طرف برای حل و فصل نظامی وضعیت است. این فوریت به این دلیل است که شاخصهای فعلی نشان میدهد افزایش حضور نیروهای نظامی آمریکا احتمال تقابل را افزایش داده است. نخبگان صهیونیست معتقدند، هر نتیجهای بجز بمباران ایران به عنوان پیروزی سیاسی جمهوری اسلامی و تقویت موقعیت متحدانش تفسیر خواهد شد؛ سناریویی که رژیم صهیونیستی در حال حاضر در اولویت قرار داده است.
این رویکرد تل آویو در سفر اخیر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی به واشنگتن مشهود بود، زمانی که تلاش کرد ترامپ را به اقدام نظامی واقعی سوق دهد. نتانیاهو ادعا می کند دیپلماسی صرفاً راهی از سوی ایران برای خرید زمان است، در حالی که ترامپ آرزوی توافقی دارد که نامش را یدک بکشد، به مردم آمریکا درباره آن فخر بفروشد و بگوید، «من به لطف قدرتم از جنگ جلوگیری کردم و به بهترین توافق دست یافتم» و فکر میکند قادر به دستیابی به آن است.
جدال عقل و خشم
وضعیت فعلی بدون شک گیجکننده و بسیار پیچیده است، زیرا «جنگ طلبی لفظی» به عنوان جایگزینی راهبردی برای رویارویی مستقیم مورد استفاده قرار میگیرد. از دیدگاه دولت آمریکا، موفقیت مذاکرات آتی ژنو به توانایی مذاکرهکنندگانش در بازی ای دوگانه بستگی دارد؛ از سویی متقاعد کردن تهران به اینکه «دیوانگی» ادعایی ترامپ صرفاً ژست گرفتن نیست، بلکه میتواند در هر لحظه به اقدام واقعی تبدیل شود و از سوی دیگر، متقاعد کردن تلآویو به اینکه توافق سیاسی تنها تضمین قابل قبول برای همکاری با ایران است.
واضح است با وجود نگرانی ها، دولت آمریکا مسیر دیپلماتیک را کمهزینهترین راه برای جلوگیری از افتادن به ورطه درگیری تمامعیار منطقهای میداند، سناریویی که هیچکس در راهروهای کاخ سفید خواهانش نیست.
این واقعیت مانع از پذیرش این نمیشود که تمام جهان در آستانه فاجعه ایستاده است، زیرا ترامپ تلاش میکند به وسیله ارعاب و تهدید امتیازات تاریخی کسب کند، در حالی که همه طرفهای دیگر منتظرند ببینند آیا این تهدیدها واقعاً به توافق منجر خواهد شد یا اینکه در را به روی رویاروییای باز میکند که از کنترل خارج میشود و تمام محاسبات را برای کاهش تنش برهم میزند.